X
تبلیغات
دختران دم بخت
این وبلاگ برای بیان مسایل و مشکلات و خواسته های دختران دم بخت می باشد
 
سلام

دارم روی تزم کار میکنم، یک سال و نیم الکی رفت تزم مونده چقدر استرس دارم از طرفی هم فهمیدم دختر عموم که متولد 67 ازدواج کرده با یه دکتر. خدای چقدر ذهنم درگیره ..... نمیدونم به فکر چی باشم....

|+| نوشته شده توسط سمیرا شیری در پنجشنبه هشتم تیر 1391  |
 

مشکلات دختران مجرد

مادر که نمازش را تمام کرده، دستانش را به طرف آسمان بالا می برد و برای فرزندانش دعای خیر می کند; برای پسرانش روزی فراوان می خواهد و آرزو می کند بتواند دختر ۲۵ سالهاش را که با وجود داشتن مدرک و شغل مناسب هنوز نتوانسته راهی خانه بخت شود، در لباس عروسی ببیند. نگرانی درباره نیافتن همسر دلخواه یکی از دغدغه های جوانان و خانواده های آنهاست، اگر این جوان دختر باشد نگرانی خود و والدینش بیشتر خواهد بود زیرا با اضافه شدن به سال های زندگیاش باید هر لحظه منتظر باشد تا جامعه آن "لفظ معروف دختران ازدواج نکرده" را در موردش به کار ببرد.

سن مناسب ازدواج برای دختران و پسران در جوامع و فرهنگ های مختلف، متفاوت است. با توجه به تغییراتی که جامعه ایرانی در یکصد سال اخیر داشته، شاهد تغییر در بسیاری از وجوه زندگی ایرانی هستیم که از آن جمله آداب و رسوم ازدواج و تشکیل خانواده است. بالاتر رفتن سن ازدواج، کم شدن فاصله سنی زوجین، اهمیت یافتن علایق و نظرات شخصی جوان ها در انتخاب همسر و ... گوشه هایی از این تغییرات هستند. برخی از این تغییرات مثبت انگاشته می شود و به برخی دیگر به چشم معضل نگریسته می شود. بالا رفتن سن ازدواج در دختران یکی از تغییراتی است که یک مساله اجتماعی فرض می شود و بیم آن می رود که بر آمار تجرد قطعی زنان در ایران بیفزاید، این مساله زمانی پررنگتر خواهد شد که بدانیم فرهنگ ایرانی با زنان مجرد نامهربانتر از مردان مجرد است.

 

 

آمار درباره تجرد دختران چه می گوید

بر اساس گزارشی که معاونت مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان منتشر کرده است کل جمعیت هرگز ازدواج نکرده از ۱۰ سال به بالا ۲۳ میلیون و ۵۰۰ هزار و ۸۶۳ نفر به تفکیک مرد و زن هستند. از این تعداد ۱۳ میلیون و۱۳۰ هزار و ۹۷۰ نفر را مردان و ۱۰ میلیون و ۳۶۵ هزار و ۸۹۳ نفر را زنان ازدواج نکرده تشکیل می دهند. همچنین در ادامه این گزارش آمده است که تعداد جمعیت افراد هرگز ازدواج نکرده بین سنین ۱۵ تا ۴۴ سال ۱۶ میلیون و ۸۲۴ هزار و ۸۸۳ نفر است که ۹ میلیون و ۷۴۰ هزار و ۵۸۶ نفر آنها مرد و ۷ میلیون و ۱۰۲ هزار و ۲۹۷ نفر آنها زن هستند. جمعیت تجرد قطعی نیز که سنین ۳۰ تا ۶۵ سال را شامل می شود بر اساس سرشماری سال ۸۵، یک میلیون و ۲۲۰ هزار و ۲۸۷ نفر می باشد. این گزارش تعداد افراد دارای همسر در کل کشور را ۳۳ میلیون و ۱۱۳ هزار و ۱۵۸ نفر اعلام کرده است.

با نگاهی به این آمار می توان بسادگی فهمید که برخلاف تصور موجود در تمام سنین تعداد مردان هرگز ازدواج نکرده از زنان هرگز ازدواج نکرده بیشتر است. اما آنچه در دهه های گذشته نظر کارشناسان را به خود جلب کرده است، افزایش متوسط سن ازدواج در دختران است. با رجوع به گزارشهای مرکز آمار ایران این افزایش سن قابل مشاهده است; بر اساس سرشماری های صورت گرفته متوسط سن ازدواج دختران در آبان ۱۳۵۵، ۱۹/۷، در مهر ۱۳۶۵، ۱۹/۸، در آبان ۱۳۷۵، ۲۲/۴ و در سال ۸۵ نزدیک ۲۴ سال بوده است که در هر دهه بویژه در دو دهه گذشته بر این عدد افزوده شده است. این در حالی است که متوسط سن ازدواج برای پسران همواره پیرامون یک عدد بوده و تغییرات جزئی داشته است.

برای تبیین این افزایش سن می توان علل اجتماعی متفاوتی را برشمرد. یکی از دلایلی که در سال های اخیر به عنوان علت تاخیر در ازدواج دختران بر آن تاکید می شود بالا رفتن تحصیلات دختران و به وجود آمدن عدم تعادل بین دختران و پسران تحصیلکرده و بنابراین افزایش سن ازدواج و به تبع آن افزایش نرخ تجرد در ایران است. بنابر گزارش خبرگزاری مهر، ناهید رامپناهی معاون مرکز اطلاعات و آمار شورای فرهنگی اجتماعی زنان گفت: بررسی آمار میزان تجرد دختران دارای تحصیلات عالی بین یک دهه گذشته نشان می دهد که تعداد دختران هرگز ازدواج نکرده دارای تحصیلات عالی از حدود ۵ درصد به ۱۶ درصد رسیده است. رامپناهی با بیان این مطلب افزود: بررسی آمار مرکز آمار ایران حاکی از این است که میزان دختران هرگز ازدواج نکرده دارای تحصیلات متوسطه از ۲۶ درصد در سال ۷۵ به ۴۲ درصد در سال ۸۵ رسیده است. وی تصریح کرد: نگاهی به این آمار نشان می دهد که بالا رفتن سطح تحصیلات باعث تجرد در زنان کشور شده است و موجب شده تا دختران کمتر به ازدواج تن دهند.

رامپناهی همچنین در مورد آمار زنان و مردان مجرد کشور گفت: اگر تعداد زنان و مردان هرگز ازدواج نکرده را در رده سنی بین ۱۵ تا ۳۴ سال در نظر بگیریم، می بینیم تعداد مردان مجرد در این دوره سنی دو میلیون و ۶۰۰ هزار نفر بیشتر از تعداد دختران مجرد است. وی افزود: اما در صورتی که بین رده سنی دختران و پسران مجرد پنج سال اختلاف قایل شویم نشان می دهد که تعداد دختران ۱۵ تا ۲۹ ساله هرگز ازدواج نکرده از تعداد پسران ۲۰ تا ۳۴ ساله مجرد، یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر بیشتر است. وی تاکید کرد: مقایسه این آمار نشان می دهد که اگر اختلاف سن زوج و زوجه در ازدواجها کمتر شود قدری به حل این بحران کمک می شود، ولی در صورتی که روند انتخاب همسر از سوی پسران که تمایل به ازدواج به دخترانی به چند سال اختلاف سنی هستند ادامه پیدا کند، تعداد تجرد قطعی در دختران افزایش می یابد.

 

آیا تحصیلات عالی مقصر است؟

آنچه در یکصد سال اخیر تحت عنوان توسعه در ایران اتفاق افتاده زلزله ای است که هم سطوح کلان و هم خرد زندگی ایرانی را لرزانده است. اگر در تاریخ معاصر ایران عرصه سیاست انقلاب های مشروطه و بهمن ۵۷ را تجربه کرده، در عرصه اجتماع و فرهنگ نیز انقلاب هایی به وجود آمده که اگرچه کمتر از آنها سخن گفته شده اما تاثیر آنها کمتر از انقلاب های سیاسی نیست و به همان اندازه زندگی ایرانی را دستخوش تغییر و تحول کرده است. گسترش شهرنشینی، حرکت از اقتصاد مبتنی بر کشاورزی و دامداری بسوی اقتصاد صنعتی، سوادآموزی و .... از جمله این تحولات اجتماعی هستند.

در نتیجه قدم گذاشتن ایران در مسیر توسعه و تغییرات ناشی از آن خانواده ایرانی نیز تغییر یافته است. خانواده ایرانی که در روستا با پدربزرگ و مادربزرگ زندگی می کرد و فرزندان زیادی داشت اکنون در شهر و بشکل خانوادهایی شامل پدر و مادر و تعداد کمی فرزند زندگی می کنند. در خانواده سنتی ایرانی فرزندان والدین خود را در کشاورزی و دامپروری یاری می دادند و بنابراین تعداد زیاد آنها هزینه ای بر دوش خانواده بار نمی کرد، این فرزندان اندکی پس از بلوغ ازدواج می کردند و مسوولیت والدین خود را هم بر عهده می گرفتند اما امروزه فرزندان تا زمان ازدواج و گاهی بعد از آن هم از نظر مالی به خانواده خود وابسته هستند و خانواده باید هزینه تحصیل و زندگی آنها تا هر مقطعی که بخواهند را تامین کند. "جان برناردز" در کتاب "درآمدی بر مطالعات خانواده" تغییرات خانواده در اروپا را مورد بررسی قرار می دهد و ویژگی های خانواده جدید را برمی شمرد. کاهش نرخ موالید، تاخیر در ازدواج، بالاتر رفتن سن والدین در هنگام تولد اولین نوزاد، وجود فرزندان کمتر در یک واحد خانوادگی و رشد میزان طلاق از جمله مهمترین ویژگی های خانواده های کنونی است.

بسیاری از این ویژگی های درباره خانواده ایرانی نیز صادق است. بنابراین می توان نتیجه گرفت در اثر تحولاتی که رخ داده، نهاد خانواده که از اهمیت فراوانی در هر جامعه برخوردار است تغییر کرده است به علاوه باید در نظر داشت که این تغییرات با روند رو به رشد استفاده از رسانه های نوین که فرهنگ های مختلف را در معرض یکدیگر قرار می دهد، تشدید خواهد شد. بنابر آنچه گفته شد بالاتر رفتن تحصیلات در ایران و بویژه در میان دختران خود معلول شرایط اجتماعی است و نمی توان بسادگی آن را علت بالا رفتن متوسط سن ازدواج دانست بعلاوه بالا رفتن سن ازدواج هم از جمله ویژگی های خانواده های جدید است و ناشی از پشت سر گذاشتن دوران گذشته می باشد.

از طرف دیگر آمار نشان می دهد که بیشترین تعداد طلاق در میان زنان با تحصیلات پایین اتفاق افتاده است و تحصیلات تاثیر معناداری بر افزایش سازگاری بین زوجین و کاهش طلاق دارد. ناهید دامن پاک مقدم، پژوهشگر مسائل اجتماعی در همایش تحکیم خانواده گفت: هر چه سطح تحصیلات زوجین بالاتر باشد واکنش آنها به موقعیت های زندگی با احساسات مناسبتری همراه است و از توانایی حل مشکلات خانوادگی به میزان بالاتری برخوردار هستند.

وی تصریح کرد: تحصیلات نقش بیشتری در بقا و حفظ خانواده دارد و به نظر می رسد سواد همانند یک عامل آگاهی بخش عمل می کند و بی سوادی و مرزهای نزدیک به آن بالاترین نسبت طلاق را فراهم می کند. این پژوهشگر ادامه داد: شغل زنان در افزایش یا کاهش طلاق بسیار موثر است، بطوری که کمترین آمار طلاق در میان معلمان با چهار الی پنج درصد است و بعد از آنان زنان کارمند با ۱۰ درصد در جایگاه بعدی قرار دارند. وی افزود: بیش از ۷۲ درصد تقاضای طلاق در زنان خانه دار در مقایسه با زنان شاغل مشاهده می شود که این امر شاید موید نظر جامعه شناسان باشد که احساس استقلال در خانم ها سبب افزایش رضامندی زناشویی می شود.

در همین زمینه با چند دختر جوان و مجرد صحبت کردیم، که خلاصه نظراتشان در پی میآید. نیلوفر ۲۸ ساله و فوق دیپلم گرافیک است. او فکر می کند دلیل اصلی مجرد بودنش این است که تاکنون نتوانسته فرد ایدهآلش را برای ازدواج پیدا کند. نیلوفر می گوید: به نظر من بی پولی یکی از دلایل عمده پسران و دختران برای ازدواج نکردن است، بسیاری از پسرها شغل و درآمد مناسبی ندارند و نمی توانند برای ازدواج برنامه ریزی کنند زیرا خانواده دختر دوست دارد از آینده دخترش مطمئن باشند. حتی این روزها در میان اطرافیان و آشنایان می بینم که پسرها هم شغل و درآمد دختر برایشان اهمیت پیدا کرده است. وی مخالف است که بالا رفتن تحصیلات علت تجرد دختران است و اضافه می کند: اتفاقا زنانی که تحصیلات بیشتری دارند می توانند زندگی بهتری داشته باشند و در تربیت فرزندان هم موفقتر باشند به علاوه این روزها آمار طلاق خیلی بالا رفته و زنی که تحصیلات و شغل مستقل داشته باشد می تواند بعد از طلاق روی پای خودش بایستد.

اما زینب ۲۳ ساله و لیسانس جامعه شناسی می گوید: من خواهری دارم که از من بزرگتر است و به تازگی ازدواج کرده تا قبل از این من به ازدواج جدی فکر نکرده بودم اما حالا که خواهر بزرگم رفته است باید درباره خواستگارهایم فکر کنم. او هم فکر می کند درس خواندن و ازدواج کردن منافاتی با هم ندارد و می افزاید: خیلی از دوستان من در دوران دانشجویی ازدواج کردند و به نظر من آدم باید فضای دانشگاه را تجربه کند چون با دیدگاه ها و افراد مختلفی آشنا می شود که در زندگیاش خیلی موثر است.

زینب همچنین می گوید: جامعه ما یک جامعه سنتی است و بنظر من دختران واقعا حق انتخاب ندارند آنها باید از بین خواستگارانشان دست به انتخاب بزنند اگر دختران می توانستند در انتخاب مثل پسران عمل کنند شاید خیلی از این مشکلات نبود حتی پسرها هم در جامعه ما اگر در انتخابشان اشتباه کنند از طرف خانواده ها حمایت نمی شوند خانواده ها باید بگذارند فرزندانشان چه دختر و چه پسر خودشان انتخاب کنند و بعد آنها از بچه ها حمایت کنند و نه اینکه فقط چون خود دختر و پسر همدیگر را انتخاب کرده اند با انتخابشان مخالفت کنند.

کوثر ۲۹ ساله و دانشجوی فوق لیسانس مطالعات زنان است، او می گوید: من تاکنون نتوانسته ام فرد ایده آلم را برای زندگی پیدا کنم و تجربه ازدواج اطرافیانم که ازدواجی اجباری داشته اند و بخاطر ترس از تنها ماندن از ایدهآلشان صرفنظر کرده اند، تجربه خوبی نبوده است. وی ادامه می دهد: شرایط جهانی و همچنین شرایط اجتماعی ایران باعث شده است تا دیدگاه مردم نسبت به ازدواج تغییر کند و بسیاری از جوان ها تمایل به تنها ماندن داشته باشند و بنظر من مسوولین نهادهای فرهنگی در این زمینه مسوول هستند تا دیدگاه منفی که هم اکنون در میان جوانان رواج دارد را تغییر دهند به علاوه نباید فراموش کرد که یکی از دلایل مهم کاهش تمایل جوانان به ازدواج مسائل مالی و اقتصادی است و حتما دولت باید در این زمینه اقدام کند زیرا بدون پشتوانه اقتصادی، فرهنگسازی هم بی نتیجه است.

مژده ۲۹ سال دارد و لیسانس شیمی است. مژده شرح می دهد که در دوران دانشجویی اش چند خواستگار داشته اما اینکه نتوانسته تاکنون ازدواج کند به خاطر سختگیری خانواده در مورد خواستگارها بوده است. او از مشکلاتی می گوید که فکر می کند در صورت ازدواج نکردن خواهد داشت: من فکر نمی کنم که برای ازدواج کردن سنم زیاد است و حتی فشاری هم از سوی خانواده یا فامیل برای اینکه ازدواج کنم وجود ندارد اما می دانم اگر ازدواج نکنم در آینده دچار مشکل می شوم و فشار خیلی زیادی بر من وارد خواهد شد که البته فکر می کنم این فشار بیشتر از سوی جامعه و فامیل باشد تا پدر و مادر خودم. او می افزاید: اگر تا مثلا سی سالگی نتوانم ازدواج کنم مطمئن هستم که همسایه ها و خاله و عموها این قدر زخم زبان می زنند که علاوه بر من، پدر و مادرم هم اذیت می شوند و باید بگویم که دید خیلی منفی در جامعه نسبت به دختران ازدواج نکرده هست و همه فکر می کنند این دختر حتما مشکلی داشته اند که تا حالا کسی سراغشان نیامده است.

بر اساس نظرسنجی سازمان ملی جوانان که از جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله شهر تهران بعمل آمده است مهمترین مانع ازدواج از نظر پاسخگویان بیکاری یا نداشتن شغل با ۲۹/۲ درصد بوده است، مشکلات اقتصادی و مالی با ۲۰/۴ درصد دومین مانع ازدواج و بترتیب مشکل مسکن با ۲۰/۳ درصد، توقعات بالای دختران و پسران با ۷/۸ درصد و نیافتن فرد مناسب برای ازدواج یا نداشتن خواستگار مناسب با ۴/۸ درصد در رده های بعدی قرار داشته اند.

همین نظرسنجی می گوید که ۵۵/۵ درصد از جوانان بهترین سن ازدواج برای دختران را ۲۰ تا ۲۵ سال می دانند، ۳۳/۵ درصد از آنها سن مناسب ازدواج برای دختران را ۲۵ تا ۲۹ سال می دانند، ۸/۵ درصد از آنها این سن را بین ۱۵ تا ۱۹ سال دانسته اند و ۲ درصد هم سن مناسب ازدواج را ۳۰ تا ۳۵ اعلام کرده اند. درباره بهترین سن ازدواج برای پسران ۶۰ درصد از پاسخگویان این سن را بین ۲۵ تا ۲۹ سال دانسته اند و ۲۳ درصد از آنها گفته اند که سن مناسب برای ازدواج پسران ۳۰ تا ۳۵ است. این اعداد نشان می دهد که آنچه در واقعیت اتفاق می افتد با انتظار خود جوانان از سن مطلوب برای ازدواج مطابق است یعنی همانطور که آمار می گوید بیش از نیمی از جوانان سن مناسب ازدواج برای دختران را بین ۲۰ تا ۲۵ سال معرفی کرده اند که این عدد به متوسط سن ازدواج دختران در دو دهه اخیر که به ترتیب ۲۲ و ۲۴ سال بوده نزدیک است.

 

 

چرا دختران تنها می مانند؟

با بررسی و مقایسه متوسط نرخ رشد سالانه جمعیت ایران مشاهده می شود که ایران در دوره ۶۵-۱۳۵۵ یکی از بالاترین نرخ های رشد جمعیت را در میان کشورهای جهان تجربه کرده است. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران در این دهه نرخ رشد ۳/۹ بوده که عدد بی سابقه ایی محسوب می شود. جمعیت ۳۴ میلیون نفری ایران در آغاز این دهه به بیش از ۴۹ میلیون نفر در پایان سال ۶۵ رسیده است. این افزایش جمعیت پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متعددی را به دنبال داشته است. با افزایش موالید در سال های ۵۷ به بعد ابتدا هزینه های مربوط به خدمات پزشکی، بهداشتی و تغذیه نوزادان و کودکان افزایش یافت. با بزرگ شدن کودکان متولد این سالها و رسیدن آنها به هفت سالگی و شروع آموزش موضوع کمبود فضای آموزشی و امکانات تحصیلی مطرح گردید. اکنون که این کودکان سال های بلوغ خود را پشت سر گذاشته اند مساله ازدواج و اشتغال آنها مهمترین معضل اجتماعی است.

جمعیت شناسان معتقدند که به ازای هر ۱۰۰ نوزاد دختر ۱۰۵ نوزاد پسر متولد می شود. پس بنظر میرسد که نباید نگران مساله ازدواج دختران بود اما واقعیت این است که بر اساس عرف بین زوجین باید اختلاف سنی وجود داشته باشد و معمولا پسرها با دختران کوچکتر از خود ازدواج می کنند. شهلا کاظمی پور، معاون پژوهشی مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه در این زمینه گفت: در تمامی رده های سنی تعداد دختران مجرد همان رنج سنی از میزان پسران مجرد کمتر است، بر همین اساس در حال حاضر، تعداد دختران مجرد ۱۵ تا ۱۹ ساله در ایران از میزان پسرهای مجرد ۱۵ تا ۱۹ ساله کمتر است.

اما به گفته وی به خاطر وجود ۵ سال فاصله بین سن ازدواج دختران و پسران به طور متوسط، در مقایسه تعداد دخترهای مجرد ۱۵ تا ۳۵ ساله با پسرهای مجرد ۲۰ تا ۴۰ ساله، تعداد دختران حدود یک میلیون نفر بیشتر است. کاظمی پور افزود: به دلیل افزایش تعداد موالید در دهه اول انقلاب، کشور ما دارای یک هرم سنی با قاعده وسیع بوده و تعداد جمعیت ۱۵ تا ۱۹ ساله کشور از جمعیت ۲۰ تا ۲۴ ساله بیشتر بود و زمانی که تعداد دختران را یک رنج سنی پایین تر می گیریم، این قاعده سنی متورمتر است و دخترهای بیشتری در این رده قرار دارد. وی با بیان اینکه با کاهش تعداد موالید قاعده هرم سنی در ایران در حال کوچک شدن است، گفت: با جمع شدن این قاعده هرم سنی، تعداد جمعیت ۱۵ تا ۱۹ ساله از ۲۰ تا ۲۴ ساله کمتر شده و تعداد دخترهای مجرد ۱۵ تا ۳۵ ساله از پسرهای ۲۰ تا ۴۰ ساله کمتر می شود و در یک دهه آینده پسرهای در معرض ازدواج از دخترهای در معرض ازدواج بیشتر می شوند. به اعتقاد معاون پژوهشی مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه راه حل جلوگیری از تجرد قطعی یک میلیون دختر، همسن گزینی پسران در ازدواج است.

رسیدن این یک میلیون دختر به سن تجرد قطعی خود یک آسیب اجتماعی است که آسیب های دیگری را نیز در پی خواهد داشت. از سازمان ملی جوانان و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین صدا و سیمای جمهوری اسلامی که مهمترین همراهان این سازمان در امر فرهنگسازی و اطلاع رسانی هستند انتظار می رود تا در این زمینه آگاهی های لازم را در اختیار جوانان قرار دهند و برای راهکار همسن گزینی فرهنگ درست را رواج دهند. بررسی معضل ازدواج بدون در نظر گرفتن ساختار جمعیتی نامتعادلی که ایران در چند دهه گذشته تجربه کرده است نظرات غیرکارشناسانه ای را به دنبال خواهد داشت که جوانان و خانواده های آنها اولین قربانیانش خواهند بود.

روزنامه مردم سالاری ( www.mardomsalari.com )

|+| نوشته شده توسط سمیرا شیری در پنجشنبه یکم تیر 1391  |
 افسردگی دختران مجرد

دختران مجرد و معضلی به نام افسردگی!اخیراً یک آسیب شناس و متخصص علوم رفتاری از افزایش ۳۰ درصدی زندگی مجردی دختران در کشور خبر داده است و گفته افزایش زندگی تک زیستی، گسترش پذیرش دختران در دانشگاهها و مراکز علمی و اشتغال آنها در سازمانها و نهادهای دولتی و خصوصی باعث افزایش زندگی مجردی دختران شده است.

مجید ابهری افزود: شروع زندگی مجردی در دختران از زندگی دانشجویی آغاز شده و از آنجا که این نوع زندگی تمرین مستقیم برای زیستن است دختران به این نوع زندگی عادت می کنند به‌ طوری که حتی بعد از پایان تحصیلات نیز به آن ادامه می دهند.این آسیب شناس اجتماعی تاکید کرد: بروز این پدیده باعث گسترش خانواده های تک نفره و دشواری تشکیل خانواده می شود. به گفته ابهری، افزایش فاصله خانوادگی از نگاه فرهنگی، یافتن استقلال مالی و عدم علاقه دختران به بازگشت باعث شده هر سال تعداد آنها روند صعودی پیدا کرده و نتیجه آن بروز و تعمیق گسست نسلی شده است.

با این حال باید دانست که زندگی های مجردی علی الخصوص برای دختران آن هم در جامعه مانند ایران خطرات بروز افسردگی در میان این طیف از جامعه را به شدت افزایش می دهد .

از آنجا که مسائل و مشکلات بیماری های روانی به صورت مسائل اجتماعی،از جمله ازدواج،بروز می کند این مسئله باعث می شود که مشکلاتی برای فرد و خانواده پیش آید.

در غالب پژوهش های علمی مشخص شده است که گرایش به پدیده افسردگی در دختران مجرد بیشتر است تا زنان متاهل. همچنین دیده شده است که تاخیر در ازدواج سبب می شود که افراد تمایلات طبیعی خود را به تدریج نادیده بگیرند و دچار افسردگی و انزوا شوند و اگر ازدواج با معیارهای صحیح و از روی علاقه صورت گیرد،می تواند از بروز افسردگی جلوگیری کند . در واقع افرادی که ازدواج کرده اند با خطر بسیار کمتری،برای ابتلا به بیماری روانی بخصوص افسردگی روبه رو هستند .

با این حال باید گفت پیشگیری از جابه جایی دختران هنگام تحصیل و یا پذیرش آنها در دانشگاههای محل تولد و حضور در خانواده ها از جمله مواردی است که مانع زندگی مجردی دختران می شود. از سوی دیگر سیاستهای تشویقی دختران برای زندگی با خانواده ها از یک طرف و گسترش فرهنگ ازدواج در دوران تحصیل از سوی دیگر می تواند از وقوع فاصله عاطفی میان دختران و خانواده ها جلوگیری کند.البته یک بررسی تازه نیز نشان می‌دهد که ازدواج ، حتی یک ازدواج نه چندان موفق، در افراد افسرده نسبت به افراد شاد تقویت روانی بیشتری ایجاد می‌کند.

تحقیقات قبلی نشان دهنده مزایای روانی ازدواج بسته به کیفیت آن بود – یک ازدواج موفق زوجی شاد را به وجود می‌آورد و برعکس.تحقیقات دیگر بیانگر آن بود که افراد افسرده که خوب ارتباط برقرار نمی‌کنند و نسبت به افراد شاد نیاز به مراقبت و حمایت بیشتری دارند، ازدواج‌های ناشادتری دارند.بر این اساس گروهی از پژوهشگران در دانشگاه ایالتی اوهایو در آمریکا فرض کردند که افراد شاد مزایای روانی بیشتری از ازدواج کسب می‌کنند تا افراد افسرده.

با این حال باید گفت افزایش زندگی ها مجردی در میان دختران در نهایت به افزایش سن ازدواج و همچنین عدم ازدواج بخش قابل توجهی از دختران می شود که این امر در نهایت می تواند موجب افزایش افسردگی و سایر بیماری های روانی در میان آنان شود.

|+| نوشته شده توسط سمیرا شیری در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391  |
 
امروز داشتم به این فکر میکردم، چرا ما به دخترای دم بخت و سن بالا میگیم ترشیده ولی به پسرهای معادلش میگیم یه مرد جاافتاده و آقا!

|+| نوشته شده توسط سمیرا شیری در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1391  |
 

سلام به همه دوستای گل. از اینکه وبلاگ منو انتخاب کردید ممنونم. در این سایت میخواهیم مسایل ، مشکلات و نیازهای دختران دم بخت از 20 تا 40 سال رو مطرح کنیم.

دوست دارم برای شروع نظرتونو راجع به افزایش سن ازدواج در سالهای اخیر بدونم و آیا این خوبه یا بد؟ راحت باشید برای تظر دادن ;)

|+| نوشته شده توسط سمیرا شیری در سه شنبه سی ام خرداد 1391  |
 
 
بالا